محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

927

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

ص 367 عنوان : ص : خبر مرگ موسى و هارون اندر تيه . صب : خبر مرگ و ( كذا ) هارون اندر تيه س 1 : ص و صب : پس چون بنى اسرائيل اندر تيه بماندند بدان حال و موسى و هرون با ايشان صبر همى كردند و وقت آن بيامد كه خداى عزّ و جلّ خواست كه موسى و هرون پيش خود خواند . . . س 15 : ص و صب : پس موسى عليه السلم باز بر قوم آمد و گفتا خداى هرون را بپيش خود خواند و بمرد و آنجا گور او نشان كردم . بنى اسرائيل گفتند موسى هرون را بكشت . فب : ندارد اين بخش را . ص 368 س 6 : ص و صب : * ( مِمَّا قالُوا 33 : 69 ) * . ايشان موسى را آن تهمت كردند و خداى عزّ و جلّ او را از آن تهمت مبرّا كرد پس خداى عزّ و جلّ . . . س 19 : ص و صب : يوشع آن شب پيش خداى بيستاد و لا به همى كرد . پس همان شب موكلان به خواب ديدند كه از آسمان كسى فرود آيدى و ايشان را گويد دست از اين بنده باز داريد كه او موسى را نكشت فب : ندارد اين بخش را . ص 369 س 15 : ص و صب : و سديگر ايدون روايت كنند كه خداى ملك الموت را بفرستاد كه جان موسى بستان . ملك الموت سوى موسى آمد . . . به عبارت نزديك اساس ما است و مضمون درست يكى است . فا و فب : ندارد اين بخش را . ص 370 س 2 : ص و صب : و اندر اخبار چنان كه موسى صد و بيست ساله بود كه بمرد ، و جز اين گويند و ليكن اين بىخلاف است . و الله اعلم بالصواب و اليه المرجع . فا و فب : اين بخش را ندارد . ص 371 عنوان : ص : خبر بيرون آمدن يوشع بن نون و بنى اسرائيل از تيه و شدنشان ملكان و جبّاران و قصّهء بلعم ابن عاعورا ( كذا ) آنكه خداى تعالى اندر و همى گويد : * ( وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناه آياتِنا 7 : 175 ) * الى آخر آيه . صب : خبر بيرون آمدن يوشع بن نون و بيرون آوردن بنى اسرائيل از تيه فا و فب : ندارد اين را هم . س 10 : ص و صب : * ( قُصِّيه 28 : 11 ) * . پس يوشع بنى اسرائيل را از تيه بيرون برد و از آن مردمان كه گفته بودند ما بدين حرب نياييم ، و موسى را گفتند * ( فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ 5 : 24 ) * هيچكس نمانده بودند . . .